چهار آفت در تصمیم گیری در زندگی فردی و کسب و کار

انسانها همواره در جنبه های مختلف زندگی از قبیل زندگی کاری، شخصی و … در حال تصمیم گیری هستند این مقاله که از کتاب قاطع نوشته دن هیث و چیپ هیث گرفته شده است به بررسی چهار آفت در تصمیم گیری می پردازد

۱

اولین آفت از چهار آفت در تصمیم گیری در فرایند تصمیم‌گیری یعنی داشتن چارچوب محدود است که به معنی تمایل برای تعریف کردن گزینه­هایی بیشتر از حد محدود است تا بتوانیم آنها را در قالب سیستمهای دوتایی مورد سنجش قرار دهیم. ما به‌جای اینکه از خود بپرسیم “چگونه می‌توانم این رابطه‌ را بهتر کنم؟”، می­پرسیم “آیا باید رابطه با شریکم را قطع کنم یا نه؟”. ما به جای اینکه از خودمان سوال کنیم “بهترین روش پس­انداز کردن مقداری پول برای اینکه بهتر بتوانم خانواده­ام را تأمین کنم چیست؟”، می­پرسیم: “آیا باید ماشین جدیدی بخرم یا نه؟”

 

۲

دومین آفت تصمیم گیری، ما معمولاً در زندگی عادت داریم تا درباره یک موضوع و موقعیت، یک باور سریع پرورش دهیم و سپس به دنبال اطلاعاتی باشیم که این باور را تقویت کند. و این عادت مشکل‌ساز، که به آن “تائید باورها” نیز می‌گویند، دومین آفت در تصمیم‌گیری است. محققان بارها و بارها به این نتیجه رسیده‌اند که هنگامی‌که مردم در حال جمع‌آوری اطلاعات از جهان پیرامون خود هستند، بیشتر دوست دارند اطلاعاتی را انتخاب کنند که پشتیبانِ باورها، رفتارها و نگرش‌های قبلی آن‌ها باشد.

 

۳

سومین آفت از چهار آفت در تصمیم گیری، به تصمیم گیری احساسات کوتاه‌مدت مربوطاست . وقتی‌که می­خواهیم تصمیم دشواری بگیریم، احساسات ما دچار اختلال می‌شود و دائم استدلالهای تکراری در ذهن می­پرورانیم. در مورد شرایطی که داریم نگران می‌شویم و هر روز فکر خود را تغییر می‌دهیم. اگر تصمیم‌های ما در یک جدول به نمایش درآید، هیچکدام از اعداد تغییر نمی‌کنند – چراکه اطلاعات جدیدی برای اضافه شدن وجود ندارد – اما در ذهن اینطور احساس نمی‌کنیم. آن‌قدر گرد و غبار در ذهن خود به وجود آورده‌ایم که نمی‌توانیم راه درست را پیدا کنیم. در آن لحظات چیزی که بیشتر از همه به آن نیاز داریم، یک چشم­ انداز درست است.

بیشتر بخوانید
پاسخ 5 سوال درباره تبدیل شدن به رهبر کسب و کار

 

۴

چهارمین آفت در فرآیند تصمیم‌گیری اعتماد به نفس بیش از اندازه است. مردم فکر می‌کنند در مورد چگونگیِ اتفاقات آینده، بیشتر از آنچه که اطلاع دارند، می­دانند. در یک تحقیق نشان داده شده است وقتی‌که دکترها در مورد یک بیماری تشخیص خود را “کاملاً قطعی” می‌دانند، در ۴۰ درصد مواقع اشتباه می‌کنند. وقتی‌که گروهی از دانش‌آموزان تخمین می‌زنند که ۱ درصد شانس اشتباه کردن دارند، در واقع ۲۷ درصد مواقع اشتباه می‌کنند. ما در پیش‌بینی‌های خود اعتماد به نفس بیش از حد بالایی داریم. وقتی‌که در مورد آینده حدس‌هایی می‌زنیم، توجه خود را بیشتر بر روی اطلاعاتی متمرکز می‌کنیم که دم دست باشند، و سپس با استناد به همین اطلاعات نتیجه‌گیری می‌کنیم.

0/5 ( 0 نظر )

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *